تبلیغات
 بخرید و بفروشید - به فریاد مردم برسید قبل از اینکه دیر شود

به فریاد مردم برسید قبل از اینکه دیر شود

قوه قضاییه باید اصلاح شود  
اساس و بنیان سلامت روح و روان یک جامعه احساس امنیت و حس قرار گرفتن در محیطی است که حقی ناحق نمی شود و عدالت اجرا و  بدون در نظر گرفتن هیچ محدودیتی اجرا می شود و بیشترین تاثیر چنین موضوعی را صد البته با وظیفه ذاتی قوه قضاییه  همخوانی دارد 
اما آیا امروز چنین حسی در خصوص قوه قضاییه در جامعه ما وجود دارد؟ اینکه می گویم قوه قضاییه  منظورم هرآنچه که مرتبط با قوه قضاییه می شود را  مد نظر دارم   از وکیل گرفته تا کارشناس رسمی دادگستری تا دادیار و بازپرس و قاضی و دفتر دار و نگهبان دم در و......
امروز سیستم مدیریتی کشور دچار یک بوروکراسی وحشتناک شده است که قوه قضاییه هم از این وضعیت پیش آمده مستثنی نیست اما این بوروکراسی که چون خوره روح و روان جامعه ما را دارد می خورد در کنار فساد سیستمی و یا فردی در بین کارگزاران و عوامل مجموعه های مختلف از مدیریت اجرایی گرفته تا قضایی جامعه را دچار یک پریشانی و ناامیدی از رسیدن به حق و حقوقشان کرده است که دیر یا زود جامعه بواسطه این حس منفجر خواهد شد همانطور که در طول سالهای گذشته شاهد  انفجارات محدودی بوده ایم هر چند نمود بیرونی آن علتهای دیگر را شامل می شده اما ریشه این اعتراضات بجز آن بخشی که مورد سوءاستفاده ضدانقلاب قرار می گرفت همین حس بی عدالتی و نرسیدن به حق در سیستم مدیریتی کشور و خصوصا در سیستم قضایی می باشد 
در سیستم قضایی امروز هر کس توان مالی بالا دارد می تواند پیگیر حقوقش  باشد چرا که هزینه های دادرسی و هزینه کارشناسان و هزینه های مختلف از عهده بسیاری از مردم بر نمیاد و به همین علل یا مردم با اینکه دچار ظلمی از جانب فرد و یا مجموعه ای می شوند عطای شکایت را به لغایش می بخشند و سراغ شکایت نمی روند و این حس بی عدالتی در وجودشان تبدیل به یک کینه و ناراحتی مداوم از مدیریت کشور می شود یا اینکه اگر شکایت کنند بواسطه هزینه هایی از وکیل گرفته تا دادرسی و کارشناسان دادگستری در مسیر رسیدن به حقوقشان بواسطه مشکلات سیستمی و یا حتی خلاف از رشوه گرفته تا تهدید و تطمیع در سیستم قضاییه و در کنار آن بورکراسی زمان بر و هم بواسطه هزینه های مختلف که از عهده اشان بر نمیاد مجبور به ترک مخاصمه و حق خواهی می شود  و در نهایت آن مجرم و یا  کسی که این سیستم را بواسطه تجربیات چند باره در تخلفاتش شناخته پیروز بیرون می رود و متاسفانه  این حس بی عدالتی در وجود افراد بیشتر و بیشتر می شود 
به شخصه موردهای زیادی را سراغ دارم اما چکار می شود کرد
به عنوان مثال من دو نمونه را که شاید همه بنحوی با آن درگیر بودن را اینجا مطرح می کنم 
 یک نمونه هزینه گرفتن وکیل که متاسفانه نرم خاصی تقریبا وجود ندارد و اگر داشته باشد توسط اکثریت وکلا مراعات نمی شود و به خاطر همین هزینه وکیل خیلی ها از خیر شکایت می گذرند 
نمونه بعدی بحث کارشناسان دادگستری که  وقتی یک موضوع به کارشناس دادگستری ارجاع  داده می شودهزینه زیادی گرفته می شود اگر کارشناس اول موضوعی را تایید کرد و این رای مورد اعتراض واقع شد باید سهکارشناس با هزینه فرد معترض موضوع را بازهم کارشناسی کنند و اگر این سه کارشناس حال به هر عللی خلاف حکم اول کارشناس اول حکم دادند مجددا این موضوع مورد اعتراض واقع می شود و 5 کارشناس دیگر انتخاب می شوند با هزینه فرد معترض آنها دوباره می بایست نظر کارشناسی خود را بدهند 
 توی این مسئله نکات مختلفی وجود دارد تبانی فردی که کارشناسان با  هزینه  مجدد وی قرر است کار کارشناسی بکنند و یا بنحوی رشوه دادن و یا حتی کش  دادن رسیدگی به پرونده  توسط کارشناسان  ، به نوعی که یک پرونده بیش از ده کارشناس از آن استفاده مالی می برند ودر واقع یک کار کارشناسی یک دکان کاسبی برای یکدیگر می شود 
متاسفانه در  سیستم قضایی نهاد نظارتی نه که نباشه بلکه بشدت ضعیف است  و یا اینکه خسارت دیده بواسطه مشکلات مختلف دنبال گزارش دادن و یا پیگیری کردن نمی رود و این روال بزرگترین ضربات روحی و روانی را به افراد می زند و در این میان یک دفعه حق و حقوق یک فرد بکل از بین می رود او دچار انواع بیماریها می شود دچار خشم و کینه و نفرت از سیستم از آدمها از دور و اطراف و اگر این کینه و نفرت تبدیل به بزهکاری و یا تخلفو یا جنایتی در همان اول نشود به مرور تبدیل به یک کینه  و نفرت از سیستم و نظام و کشور می شود که در هر اعتراضی آن فرد با حضورش یا با حمایتش در واقع صدای خفه شده و احساس بی عدالتی که دارد را فریاد می زند 
البته بنده بخاطر طولانی نشدن متن فقط به دو مورد اشاره کردم موارد در سیستم قضایی بخصوص در بخش دادیاری و بازپرسی وجود دارد که  قوه قضاییه نیازمند  پالایش و پاکسازی وسیعی در این بخش  می باشد

اما این مطالبی که نوشتم برداشت شخصی بنده با توجه به تجربه 40 سال فعالیتم در مجموعه مدیریتی کشور و بودن در کنار مردم و حس کردن حال  و روز مردم است و بنظرم سیستم قضایی ما نیازمند یک انقلاب است یک شستشوی شدید و پاکسازی عمیق خصوصا در بدنه می باشد مجموعه هایی که وکلا را تحت نظر دارد بنظرم بسیاری از وکلا را باید لغو وکالت کرده و حتی  با آنها برخورد کند و مجموعه هایی که کارشناسان دادگستریرا تحت نظر دارد باید ضمن نظارت و بررسی دقیق تخلفات این بخش ، ضمن پاکسازی ، نسبت به لغو اعتبارنامه هایشان اقدام کنند  این پاکسازیها می بایست در همه ارکان قوه قضاییه باشد  بحث 4 تا قاضی نیست بلکه  یک سلسله و یک حلقه از تخلفات است که این حلقه و یا حلقه ها باید از بین بروند

برچسب ها: قوه قضاییه، کارشناسان رسمی دادگستری، دادیاران، بازپرسان،

تاریخ : چهارشنبه 3 مرداد 1397 | 11:13 ق.ظ | نویسنده : khabarnews | نظرات


  • paper | کاسپین کامپیوتر | ایران بلاگ
  • خرید اینترنتی | ویستا باکس